تبليغاتX
Life is a equation

Life is a equation

اینجا هیچی نیست جز حرفای دل یه آدم کوچیک

یه شبه بارونی(افتضاح)

مثه دوش آب از هوا بارون میبارید کوچه باریک بود و تاریک شیشه های ماشین بخار گرفته بود بخاری لعنتی ماشین هم کاری ازش  ساخته نبود هیچی دیده نمی شد تو کوچه آدم پر نمی زد انگار کوچه ی مرده ها بود فقط چنتا ماشین پارک شده بود که به رحمت بارون همشون تمیز و برق انداخته بودن از وسط کوچه اروم میر فتم جلو به ته کوچه رسیدم بن بست بود برف پا کن ها دیگه جوابه بارون رو نمیداد دو طرفمو نمی دیدم فقط جلو اونم که کوچه تاریک بود و چراغ ها هم  خراب.، به ته کوچه رسیدم دیدم طرفه راستم یه کوچه هست که ته اونم بسته است پیچیدم تو کوچه که دور بزنم

یهو یه صدای وحشتناک اومد پووووووووووووووووووو  چرخ طرفه شاگر خورد به یه بلوک سیمانی

آخه دیونه ها واسه چی اینجا مردشورشو ببرن 

اومدم پایین دیدم داره از چرخ صدای فسسسسسسسسسسسسسسسسسس می یاد

 

بقیشو سرتونو درد نمیارم که با چه بد بختیی تو اون بارون چرخ رو عوض کردم...

بارون خیسم کرده بود از سرم اب مچکید تو چشام تو اون کوچه ی تاریک عوض کردنه ماشین چه حاله عظمایی به من داد با اون لباس ای سر تا پا روغنیو گلی

بعدش هم که مثه چی(...) سرما خودم  

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 19:18  توسط میتی  |