این سوال همیشه تو ذهنم بوده و هنز که هنوزه جوابه درست و پیمونی واسش پیدا نکردم
تو اگه جوابی واسش داری بگو
هدف وسیله را توجیه میکند یا بالنفسه وسیله دارای ارزش است؟
جدا عجیبه
یعنی واقعا برای رسیدن به هدف باید هر کاری کرد و از هر وسیله ای استفاده کرد
یا وسیله رسیدن به هدف به قدر خود هدف ارزشمند است و از هر وسیله ای نمیتوان برای رسیدن به هدف استفاده کرد و وسیله باید دارای شان وجودی باشد
باز هم یک تناقض و در ادامش یک انتخاب بزرگ گفته بودم که ما تو این دنیا درگیر تناقض و مجبور به انتخاب هستیم
دیدی یه تناقض بزرگتر حالا مجبور هستیم یا مختار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 9:33  توسط میتی
|
اصغر فرهادی پس از ساخت فیلمهای شهر زیبا و رقص در غبار اقدام به ساخت فیلم چهار شنبه سوری نمود این فیلم درباره اختلافات بین زن و شوهری است که زن(هدیه تهرانی)به همسر خود(حمیدرضا فرخی نژاد) خود را به رابطه با زنی دیگر و خیانت به او متهم مکند که همسر با صحبت های فراوان همسر خود از نبود چنین ارتباطی مطمئن میکند که در نیمه دوم فیلم حقیقت را در می یابیم داستان فیلم با حضور کارگر نظافت چی(ترانه علیدوستی) و در آخرین سه شنبه سال اتفاق می افتد.این فیلم جایزه بهترین کارگردان را برای اصغر فرهادی وبهترین بازیگر نقش زن را برای هدیه تهرانی به ارمغان آورد.اولین نکته ای که به چشم میخورد حضور بازیگران حرفه ای در فیلم است که باعث استحکام فیلم شده است. هدیه تهرانی ،حمید رضا فرخ نژاد ،ترانه علیدوستی و پانته آ بهرام بازیگران اصلی فیلم هستند که همه بازی چشم گیری از خود به نمایش میگذارند .
فیلم با پرو لباس عروسی در دستشویی آغاز میشود که در همین ابتدا فیلم خود را نشان میدهد و تماشاچی را اطمینان میدهد که فیلم خوبی را شاهد خواهد بود .پس از معرفی شخصیت کارگر بلافاصله تیتراژ فیلم آغاز میشود که نمایی بسته از پنجره اتوبوس از بیرون است که دست کارگر از پنجره نیمه باز بیرون است با عبور اتوبوس از خیابان های پر ازدحام شهر تهران بازتاب آن بر روی پنجره ی اتوبوس را می بینیم .اتوبوس طی مسیر میکند و ما را از مناطق پر ازدحام و پایین شهر به مانطق بالای شهر میبرد .این پنجره ارتباط دهنده ی بین تماشا چی ،کارگروفیلم است.این تیتراژ به معنای واقعی ارتباط بین فیلم و تماشا چی را برقرار میکند و در همان ابتدا تماشاچی با شخصیت کارگر احساس همزاد پنداری میکند که با ادامه فیلم این احساس قوت میگیرد.با ورود به خانه آشفتگی بسیار دیده میشود که نشان میدهد زن خانه درگیر است ،هیچ چیز سر جای خود نیست یک قابلمه روی میز ناهار خوری یک قابلمه روی پیشخون آشپز خانه و... .سپس با شخصیت مرد فیلم آشنا می شویم انسانی آشفته درگیر دست زخمی و بازی ستودنی حمید رضا فرخ نژاد در این نقش (انصافا آقای فرخ نژاد یکی از حرفه ای ترین بازیگران جوان سینمای ایران است که نه بر اساس اصل مسخره زیبایی چهره بلکه بر اساس هنر بازیگری وارد این عرصه شد که نقش فرهان در عروس آتش یک بازی به یاد ماندنی از ایشان بود)مانند یک مرد خونسرد که تلاش میکند تا همسر خود را از نبود هیچ رابطه ای مطمئن سازد و به حدی در این کار موفق است که تماشا چی نیز گول میخورد و در نیمه ی دوم فیلم با واقعیت مواجه میشویم.هدیه تهرانی نیز با بازی روان خود باعث ارتباط بیشتر تماشاچی با فیلم میشود.اگر قدری تامل کنیم می بینیم که هیچ یک از صحنه های بازی او در ذهن نمانده ولی کلیت آن به صورت واضح نشانگر تلاش بازیگر در ارائه یک بازی غیر اغراق شده و تا حدی زیر پوستی است که به کلیت داستان لطمه وارد نسازد.
و همچنین ترانه علیدوستی که در فیلم دیگر اصغر فرهادی (شهر زیبا) حضور داشته ودر این فیلم نیز مانند یک راوی یا کسی که فیلم از زاویه نگاه او بیان میشود ظاهر می شود وتماشاچی در بین بازیگران فیلم با این شخصیت احساس قرابت بیشتری می کند.باید نکته ی دیگری نیز در مورد بازی ها در این فیلم گفته شود و آن بازی خیره کننده ی پانته آ بهرام است که تنها در 2 سکانس ظاهر میشود ولی به قدری قدرتمند ظاهر میشود که رغم زمان کوتاه بازی در تمام مدت فیلم تماشاچی حضور او را فیلم حس میکند .
حال به چند نکته که من رو در این فیلم اذیت کرد اشاره میکنم: موسیقی فیلم بسیار محو است و شاید تمهید کارگردان بوده است ولی موسیقی با تماشاچی ارتباطی برقرار نمی کند.شاید بتوان گفت این فیلم وام دار فیلم کاغذ بی خط ساخته ارزشمند ناصر تقوایی است .میتوان ادعا کرد که فیلم در نیمه دوم و پس از روشن شدن واقعیت دچار افت شده و هیچ گاه به قدرت نیمه اول نمیرسد و سکانس پس از جدا شدن شخصیت کارگردر فیلم و بازگشت مرتضی روحی به خانه مانند وصله ای به فیلم چسبانده شده است .
کارگردان در فیلم تمهید دیگری نیز به کار برده بود که مسلما با قدرت بازی حمید فرخ نژاد به کمال رسید و آن رودست زدن به تماشاچی بود و به یکباره روند فیلم عوض میشود مثل اینکه فیلم در دوربرگردان دور می زند پس از سکانسی که واقعیت روشن میشود سکانس عبور ماشین در خیابان ها و از میان انبوهی صدا و آتشبازی شب چهارشنبه سوری رخ مینماید که پس از شک وارد کردن به تماشاچی او را درگیر میکند و فرصت تفکر به تماشاچی میدهد اما در میان سر و صدا فراوان وآزاردهنده.
درانتها باید اشاره کرد که اصغر فرهادی در چند سال اخیر با فیلم های شهر زیبا و بازی زیبای ترانه علیدوستی،رقص در غبار وبازی به یاد ماندنی فرامرز غریبیان و فیلم اخیر خود را به عنوان یک فیلم ساز حرفه ای و صاحب اندیشه به سینمای ایران معرفی کرده است .از این چند فیلم مشهود است که دغدغه او مسایل اجتماعی از قبیل فساد وفقر است .باید گفت که اصغر فرهادی با یک فیلمنامه ی کامل سر صحنه حاضر می شود وقبل جلو دوربین بردن فیلم او فیلم خود را ساخته است و در میان کارگردانان جوان از معدود افرادی است که به فیلمنمه اهمیت خاصی می دهد و همین باعث رشد و تعالی این کارگردان است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 22:38  توسط میتی
|