Life is a equation between quick pleasure and long reward
زندگی موازنه ایست بین لذات زود گذر و پاداشهای دراز مدت
اگه بد ترجمه کردم بی خیال شین همین قد یاد دارم
بهش فکر کن
تا حالا چند بار واسه چیزای کوچیک یه لذات بزرگ از دست دادی
این جوری هم میشه گفت:تا چند بار واسه یه ارزش بزرگ حاضر شدی ارزششو پرداخت کنی که هر چی مکشیم از سر همین quick pleasure لعنت بر این
همون سیب تاریخی که ادم حوا .......... .
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 دی1384ساعت 0:0  توسط میتی
|
چرا من جمله هام نقطه نداره
شاید به این خاطر که کاری رو نمیخام تموم کنم
هر چی رو شروع کردم هنوز مدتی نگذشته ولش میکنم
اخه چرا
تازه خیلی وقتا شده فکر یه چیزیو کردم بعد هنوز شروع نکردم بیخیالش شدم
اه ه ه .
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 23:58  توسط میتی
|
شب بود گوشه اتاق پشت کامپیوتر نشسته بودم
اخه چرا ا لافی میکنی به کارت برس نه که خیلی هم فرصت داری
باز شد آخر ترم هیچ غلطی نکردم
همه پروژه
ها ریخته رو سرم بازم مگر از همینا بتونم نمره بگیرم
کلافه شدم دست دلم به کار نمیره حوصله هیچی رو ندارم
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 23:56  توسط میتی
|
میخوام یه بحث رو پیرامون کلمه اگزاجره شروع کنم اینم قسمت اولش
تعریف:هر انچه که اگزاجره باشد گویند اگزاجره
اگه تو معادل فارسی واسش داری بگو
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 19:28  توسط میتی
|
-وای چه هوای خوبیه!
-اره چه خوب شد اومدیم اینجا هم یه هوایی عوض کردیم هم ماهیگیری میکنیم.
-بریم وسط دریاچه؟
-نه حبیب همین جا خوبه من میترسم من شنا بلد نیستم میگن اون وسط خیلی ها رفتن ولی برنگشتن!
-ها ها ها تو اگه میخواستی بمیری خودم نجاتت میدم دیوونه همش منفی فکر میکنه.
-باشه بریم فقط جون من مواظب باش.
-باشه
-لا لا لا لا..
-نه اخ
.-احمق چی بهت گفتم من بدون تو چکار کنم........
........................................
به یاد حبیب
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 1:39  توسط میتی
|
Nothing else matters
So close no matter how far
Couldn’t be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters
Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don’t just say
And nothing else matters
Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
And nothing else matters
Never cared for what they do
Never cared for what they know
But I know
So close no matter how far
Couldn’t be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters
Never cared for what they do
Never cared for what they know
But I know
Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don’t just say
And nothing else matters
Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
And nothing else matters
Never cared for what they say
Never cared for games they play
Never cared for what they do
Never cared for what they know
And I know
So close no matter how far
Couldn’t be much more from the heart
Forever trusting who we are
No nothing else matters
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 1:9  توسط میتی
|
انگشتای پام داره یخ میزنه
همیشه از این حس متنفر بود شاید بدترین حس تو سرما
سرما !
کجایی اخوان ثالث
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 1:4  توسط میتی
|
سلام
این اولین کلماتی که دارم تو وبلاگم مینویسم نمی دونم چی شد هوس کردم یه وبلاگ بسازم ان هم مسه بقیه کارایی که هر از چند گاهی به کلم میزنه.
ولی عاملش امین بود رفتم یه سر به وبلاگش بزنم بعد هم که اینی که میبینی میدونم کسی به این وبلاگ سر نمیزنه ولی عقده نوشتن رو تو خودم انجوری تخلیه میکنم بد هم نیست ها اینجوری میشه یه کارایی که قبلا آرزوش رو میکرد انجام بده خداوند این تکنولوژی جدید را رحمت کناد.
نمیخام سرتونو درد بیارم البته اگه کسی بخونش...
من به این کار ندارم که کسی می خونه یا نه من میخوام فقط بنویسم. حالا که تا اینجاشو خوندی رسم ادب نیست که خودمو معرفی نکنم .
مهدی تمدن
وزن ۷۰ تمام
قد ۱۷۸ میخواستم بنویسم ۱۸۰ روم نشد
مشهدی
رنگ مو دلش میخواسته طلایی بشه ولی به لطف کچل کردن ها در کودکی بین طلایی و قهوه ای حیرون مونده مسه خودم......بعدا میگم چیه جریان
بسه دیگه بقیشو خودمم نمیدونم. از اشناییتون خوش وقتم.
+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 0:57  توسط میتی
|